Ravayate_Derakhshan`s Uploads

  • صحبت خصوصی
    صحبت خصوصی مردي نامه‌اي به عبدالملك نوشت و گفت مي‌خواهم صحبتي درخلوت با خليفه داشته باشم.عبدالملك فرمودتامحل را خلوت كردندوآن مردرا فراخواند.وقتي مردخواست شروع به صحبت كند،عبدالملك گفت:اول يك صحبت از من بشنو،بعد،اگر صلاح دانستي، مطلبِ خود را بازگو.
    Ravayate_D... 00:02:47 305 1 Downloads 0 Comments
  • مردانگی و جو%D
    مردانگی و جو%D آورده انددر كرمان اميري بوددر نهايتِ كرم و مروت و عادتِ اوآن بودكه هر غريبي به شهر او مي آمدسه روز ميهمان ِ او بود.
    Ravayate_D... 00:02:15 66 0 Downloads 0 Comments
  • پاسخ لطیف
    پاسخ لطیف امير نصرِ ساماني،‌وقتي كودك بود،معلمي داشت كه او را تعليمِ قرآن مي دادو چوبِ بسيار به او مي زد.امير نصرهميشه مي‌گفت:هرگاه پادشاه شَوَم،سزاي اين معلم را كفِ دستش مي گذارم.
    Ravayate_D... 00:04:02 384 1 Downloads 0 Comments
  • تدبیر زنانه
    تدبیر زنانه مردي بود در نهايت تنهايي و تنگدلي.وقتي زن گرفت،اطراف و جوانبِ خانه را مسدودكرد، تا نظرِ هيچ نامحرمي بر زنش نيفتند.پس از آنكه زن چند روز در آن تنگنا ماند،پيشِ شوهر آمد و گفت:چرا اينقدر به من سخت گيري مي‌كني؟اگر زن هرزه و بدكاره باشد، هيچكس نگهدارِ او نخواهد بودو اگر پاكدامن وخويشتندار باشدبجز شوهرش بر هيچكس تمايلي نخواهد داشت.
    Ravayate_D... 00:07:30 338 1 Downloads 0 Comments
  • دزد امانتدا
    دزد امانتدا مردي سحرگاه به گرمابه مي رفت. در راه دوستش را ديد.به او گفت تو هم به حمام مي آيي؟دوستش گفت:‌تا گرمابه با تو مي آيم و از آنجا به خانه خود مي روم.
    Ravayate_D... 00:02:20 341 1 Downloads 0 Comments
  • بربط نوازی خ%D
    بربط نوازی خ%D آورده اند كه سلطان بهرامشاه به قصدِ جنگ با هندوستان از غزنين بيرون آمد.بامداد نشسته بودكه مطربي شادوسرمست،بربطي در زيرِبغل گرفته، در راه مي آمد.ناگهان در مقابل سلطان قرار گرفت و برايش نوازندگي كرد.سلطان بشدت عصباني شد و گفت
    Ravayate_D... 00:04:39 520 2 Downloads 0 Comments
  • مطرب عشق عجب %
    مطرب عشق عجب % ابن سهل پسرِ امير مكه بود.ابن سهل آوازي داشت به سان صوت داوود كه دل و جان ِ مردمان را مدهوش مي كرد.در موسيقي و نواپردازي مهارتي كامل و بصيرتي جامع داشت
    Ravayate_D... 00:04:13 441 1 Downloads 0 Comments
  • اندرعجایب خ
    اندرعجایب خ ابو عمرقاني مي گويد در شهر ما و در همسايگي ما جواني بود كه از پدرش ميراثي به او رسيد.اسراف پيشه خود ساخت، همه اموال را به باد دادو به درويشي و فقر و بدبختي مبتلا شده بود.
    Ravayate_D... 00:04:37 461 1 Downloads 0 Comments
  • فواید خاموش
    فواید خاموش گزیده از کتاب جوامع الحکایات عوفی
    Ravayate_D... 00:04:27 301 1 Downloads 0 Comments
Ravayate_Derakhshan
  • Ravayate_Derakhshan
  • profile viewed 509 times
  • message share profile
Who to Follow
X